فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

226

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

روانه گردانيدند و اخبار آن فتح نامدار بسكّان امصار و قطّان اقطار هر مملكت و ديار رسانيدند و حكم همايون عزّ صدور يافت كه سر احمد سلطان با زلفهاى آويخته همراه فتح نامهء ماوراء النهر و خراسان روان گردانند [ 99 پ ] و در هر مملكت چند روز آويخته ، نوبت بشارت زنند تا دشمنان بد فرجام بدانند كه سرانجام كسى كه با دولت همايون مخالفت كند اينست كه سر بردار بيند و با سر يكتا [ كذا ] دور از احباب و انصار نشيند و الحمد للّه على نعمه و الطافه و عوارفه و اعطافه و رعاياء ممالك محروسه خصوصا مردم كوفين و ولايت بخارا را استظهار تمام بدولت ابد فرجام حاصل گردد كه موكب همايون جهة انتقام از آنجماعت كه سال گذشته غارت و اولجه ازيشان گرفته بودند و ايشانرا در زير قدم ذلّ و و بال فرسوده تجشّم همچنين سيرى عنيف و تكفّل مهمى جسيم فرمود و از كمال مرحمت و اشفاق ، قصاص آن افعال ذميمه از گروه قزّاق خواسته ، سر احمد سلطان كه سر آن فتنه بود بريده و آن را در بند زلف تابناك او پيچيده بردار ادبار بست و رونق كارخانهء قزّاق كه سالها در بازار آفاق رواج داشت بدست تدبير و زخم شمشير بشكست . ابيات بارك اللّه عزايم خانى * سايهء نامدار رحمانى شاخ كفر و نفاق را افكند * بيخ قوم « 1 » قزاق را بر كند چون بكسر عدو عزيمت كرد * جانش و صد چو او هزيمت كرد سر دشمن به زير پا آورد * وعدهء دوستان بجا آورد غارت و اولجهء گروه قزاق * از خراسان گذشت و شد بعراق « 2 » نه كه تنها قزاق ميگيرد * سال ديگر عراق ميگيرد چونكه لشكر ز دشت باز آرد * روى همت سوى حجاز آرد صرف گنج و زر و خزينه كند * جاى در مكه و مدينه كند خان شيبان امام عالم باد * دشمنش از همه جهان كم باد

--> ( 1 ) - در اصل : نوم . ( 2 ) - در اصل : بقزاق .